تبلیغات
هنرمندان ایرانی - ناصر ملک مطیعی
هنرمندان ایرانی
هنرمند ایرانی


من امیررضا نژادبربری هستم و سایتی را به هنرمندان و ورزشکاران قدیمی ایجاد کرده ام.

مدیر وبلاگ : امیررضا نژادبربری
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



کدهای جاوا اسکریپت

صفحه نخست    |     تماس با مدیر    |     پست الکترونیک    |     RSS    |     ATOM
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
ناصر ملک مطیعی فارغ‌التحصیل رشته تربیت بدنی دانش سرای عالی تهران است و قبل از آن که به سینما بیاید معلم ورزش دبیرستان‌های تهران بود. او وقتی به سینما آمد و محبوبیت کسب کرد به فعالیت در تئاتر (۱۳۳۵) و دوبله فیلم (۱۳۳۸) پرداخت.


فعالیتش در سینما با بازی در صحنه کوتاهی از فیلم «واریته بهار» (پرویز خطیبی، ۱۳۲۸) آغاز شد. بازی ملک مطیعی در دومین فیلمش («شکارخانگی»، «علی دریابیگی»، ۱۳۳۰) فقط در این حد بود که در صحنه یک میهمانی به ادای این جمله کوتاه اکتفا کند. اما بازی ملک مطیعی در «ولگرد» (مهدی رییس فیروز، ۱۳۳۱) او را به اوج محبوبیت رساند و برای بازی در آن نخستین دستمزد فعالیت حرفه‌ای خود را گرفت. با موفقیت «ولگرد» بلافاصله در فیلم‌های «گرداب» (حسن خردمند، ۱۳۳۲)، که نخستین فیلم رنگی سینمای ایران بود، و سپس غفلت (علی کسمایی، ۱۳۳۲) بازی کرد. ملک مطیعی، که پس از غفلت از «پارس فیلم» به «دیانا فیلم» رفته بود تا در ازای بازی در سال دو فیلم ماهانه هزار تومان دستمزد دریافت کند، پس از ایفای نقش در «چهارراه حوادث» (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۳۳)، که متفاوت از سایر نقش‌های او بود، به خدمت نظام احضار شد، و پس از بازگشت در فیلم «اتهام» (شاپور یاسمی، ۱۳۳۵) بازی کرد. ملک‌مطیعی در فاصله سال‌های (۴۰-۱۳۳۶) در فیلم‌های «بازگشت به زندگی» (عطاالله زاهد، ۱۳۳۶)، «عروس فراری» (اسماعیل کوشان، ۱۳۳۷)، «طلسم شکسته» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۷)، «دشمن زن» (پرویز خطیبی، ۱۳۳۷)، «دو قلوها» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۸)، «اول هیکل» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۹)، عمو نوروز (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰)، آرامش قبل از طوفان (خسرو پرویزی، ۱۳۴۰)، عسل تلخ (حسین مدنی، ۱۳۴۰)، سایه سرنوشت (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۰) و آس و پاس (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰) بازی کرد، و با حضور فردین به عنوان «جوان اول» فیلم‌ها، به تدریج از محبوبیت او کاسته شد.
لک‌مطیعی از سال ۱۳۴۱ با پوشیدن لباس جاهل‌ها و کلاه مخملی‌ها، که پیش از او عباس مصدق و مجید محسنی به تن کرده بودند، در نقش‌هایی ظاهر شد که فردین جز دو بار در فیلم‌های زن‌ها فرشته‌اند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۲) و ایوب (فریدون ژورک، ۱۳۵۰) حاضر به پوشیدن آن لباس‌ها و ایفای نقش‌شان نشد. ملک مطیعی در فیلم‌های کلاه مخملی (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۱)، با معرفت‌ها (حسین مدنی، ۱۳۴۲)، مردها و جاده‌ها ناصر ملک مطیعی، ۱۳۴۲)ابرام در پاریس (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۳)، سالار مردان (نظام فاطمی، ۱۳۴۷) و مردان روزگار (مازیار پرتو، ۱۳۴۸) با کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کفش چرمی نوک تیز، کلاه مخملی و دستمال ابریشم یزدی و تسبیح شاه مقصود، اگرچه مصداق زنده‌ای از نمونه اجتماعی سنخ «جاهل» نبود، مجموعه احوالاتش، به ویژه حرکات دست‌هاا و بالا انداختن ابرو، با تکیه کلام‌ها ونقل‌هایش عامه بیندگان را مجذوب خود کرد. اگر ملک مطیعی تا قبل از «قیصر» (مسعود کیمیایی، ۱۳۴۸) و ایفای نقش «داش فرمان» همراه با پوشیدن لباس کلاه مخملی در نقش‌های مرد روستایی «عروس دهکده»، «ترکمن» (آراس خان) افسر نیروی دریایی (پاسداران دریا)، شاه عباس کبیر (حسین کرد)، رییس دزدها (هاشم خان)، پزشک (فرار از حقیقت) و مانند این‌ها ظاهر می‌شد، پس از موفقیت «قیصر»، که نقش کوتاهی هم در آن داشت یک سر به ایفای نقش‌های کلاه مخملی دعوت می‌شد: «علی بی غم» (عباس کسایی، ۱۳۴۹)، رقاصه شهر (شاپور قریب، ۱۳۴۹)، «طوقی» (علی حاتمی، ۱۳۴۹)، «مرید حق» (نظام فاطمی، ۱۳۴۹)، «سه قاب» (ذکریا هاشمی، ۱۳۵۰) و «کاکو» (شاپور قریب، ۱۳۵۰) شماری از این فیلم‌ها است.


ملک مطیعی در فیلم‌های بعدی‌اش کوشید از کاراکتر جاهلی فاصله بگیرد، اما تلاش او همواره توام با توفیق نبود. او در فیلم «بت» (ایرج قادری، ۱۳۵۵) به نقش یک استوار ژاندارمری ظاهر شد.

کارگردان فیلم نقل کرده‌است: «مشکل می‌شود با بازیگری جا افتاده طرف شد. من سعی می‌کردم حرکت ابرو را از ملک مطیعی بگیرم، می‌دیدم این بار غبغب می‌گیرد. مواظب غبغبش بودم، دستش حرکت اضافی می‌کرد. خب تا چه اندازه می‌توان مواظب بود؟ این است که در بت، ناصر همانی است که بوده.»




نوع مطلب :
برچسب ها :